|
عنوان: زن عاقل ارسال شده توسط: javid در 10 فروردين 1387,ساعت 00:30:29 زن عاقل زن عاقلي كه از ميان كوهها عبور ميكرد، در حالي كه از كنار نهر آبي ميگذشت، يك سنگ گرانقيمت در آب پيدا كرد. روز بعد او با مردي گرسنه روبهرو شد و در كيفش را باز كرد تا به مرد از غذاي خود بدهد، اما مرد تا چشمش به سنگ گرانقيمت افتاد، آن را از زن طلب كرد. زن بدون معطلي سنگ را به او داد. مرد شادي كنان به خاطر شانس و اقبال خوبش از زن جدا شد. او ميد انست سنگ آنقدر ارزش دارد كه سرمايه تمام عمر او باشد. اما چند روز بعد او بازگشت تا سنگ را به زن عاقل پس بدهد. مرد به زن گفت: خيلي فكر كردم. ميدانم اين سنگ بسيار قيمتي است، اما آن را به تو پس مي دهم تا يك چيز با ارزش تر از آن به من بدهي. ميخواهم بدانم درون تو چيست كه به راحتي توانستي از اين سنگ با ارزش بگذري؟ تبادل لینک : گروه دردسترس با تمامی سایت ها و وبلاگ های فعال تبادل لینک می کند
انجمن جامع دردسترس | دانلود فیلم با لینک مستقیم | وب سایت اساتید ودانشجویان کامپیوتر ایران | انجمن گفتگوی سل تی تی | شبکه کامپیوتر ایران | p30p30
پاسخ تبيان | گروه ثقلين يزد | مرکز خدمات موسیقی دلفان آتش| دانلود کتاب الکترونیکی | نیوز پرس توجه: اگر در صفحه اي كه مي بنيد هيچ آيتم گرافيكي نمايش داده نشده است عبارت ?وپ يا ?وپ2 را از انتهاي آدرس اين صفحه در نوار آدرس حذف نماييد
if this page have not any graphic ; please delete ?wap or ?wap2 from page's url in address bar
Powered by SMF 1.1.10 |
SMF © 2006, Simple Machines LLC
| Persian Language Pack by Mambolearn Team
|